هر کس به سه چیز چنگ زند به دنیا وآ خرتش برسد:
1-به خدا پناه ببرد 2- خشنود به قضا وحکم الهی باشد 3- به خدا خوشبین باشد
سه چیز باعث ایجاد محبت ودوستی میگردد:
1-دینداری 2-فروتنی 3-بخشش
سه چیز دشمنی ببار می آورد:
1-دورویی 2-ستم 3-خودپسندی
سه چیز انسان را خوار وزبون میسازد:
1-حسادت ورزیدن 2-سخن چینی 3- سبکسری
سه چیز جز در سه مورد شناخته نمیشود:
1-بردباری جز به هنگام خشم 2-شجاعت جز در میان جنگ 3-برادری جز به هنگام نیازمندی
سه خصلت است که در هرکس باشد منافق است هر چند روزه بگیرد ونماز بخواند:
1-زمانی که خبر دهد دروغ بگوید 2-هنگامی که وعده دهد تخلف ورزد 3-زمانی که امانتی به اوسپارند خیانت نماید
از سه گروه بر حذر باشید:
1-خائن،زیرا کسی که به خاطر تو به دیگران خیانت ورزد به تو هم خیانت خواهد کرد 2-ستمکار، زیرا کسی که به خاطر تو به دیگران ستم کند به تو هم ستم خواهد کرد 3-نمام وسخن چین، زیرا کسی که به خاطرخوشایند تو سخن چینی کند بزودی علیه تو هم سخن چینی خواهد کرد.
هیچ فردی امین نیست مگر اینکه سه امانت را حفظ کند :
1-اموال 2-اسرار 3- ناموس چنانچه دو تا را حفظ کند وبه یکی خیانت ورزد باز هم امین نیست
سه ویژگی است که در هر کس باشد آقا وبزرگوار است:
1-خشم فرو خوردن 2-گذشت از بدکار 3- صله رحم نمودن با جان و مال
سه چیز است که شخص را از ترقی باز میدارد:
1-کم همتی 2-کم حیایی 3-سست رایی
انس والفت در سه چیز است:
1-درهمسر موافق 2- در فرزند نیکوکار 3-در دوست با صفا
کریم وبخشنده بخشنده نیست مگر با سه امر:
1-مالش را ببخشد درفراوانی وتنگدستی 2-مالش را به مستحق ببخشد 3-اینکه بداند اجری که در مقابل بخشش میگیرد بالاتر از آن است که بخشیده است.
شخص در سه چیز معذور نیست:
1-مشورت با خیر خواه 2-مدارانمودن با حسود 3-دوست یابی از میان مردم
عاقل وخردمند را نتوان خردمند دانست مگر وقتی که با سه چیز کامل گردد:
1-حق دیگران را بپردازد چه خوشایندش باشد چه نباشد 2-آنچه را که برای خود میپسندد برای دیگران نیز بپسندد 3-وهنگام لغزش دیگران بردبار باشد
سه چیز است که دوری جستن از آن بر هر انسانی واجب است:
1-همراهی با بدخواهان 2- گفتگو با زنان (نامحرم) 3-همنشینی با بدعت گزاران(کسانی که حلال خدا را حرام وحرام خدا را حلال نمایند.)
سه چیز نشانه کرم وبزرگواریست:
1-اخلاق نیکو 2-فروخوردن خشم 3-چشم فرو بستن از حرام
هر کس به سه چیز اعتماد کند فریب خورده است:
1-کار نشدنی را باور کند 2-به آنچه قابل اعتماد نیست تکیه کند 3-به آنچه مالک آن نیست طمع ورزد
سه چیز ندامت وپشیمانی در پی دارد:
1-بر خود بالیدن 2-مباهات نمودن 3-ستیزه جویی در طلب عزت
هرکس سه ویژگی را دارا باشد کامل است:
1-عقل 2- زیبایی 3-فصاحت
مردم تمام شهرها از سه چیزکه برای دنیا وآخرتشان بدان پناه برند بی نیاز نیستند که اگر آنها را دارا نباشند افرادی اوباش وبیخردند:
1-فقیه ومجتهد پارسا 2-فرمانروایی که فرمانش اجرا شود 3-پزشک دانا وقابل اعتماد
سه چیز وسیله آزمایش دوست است که چنانچه دارا باشد دوست با صفاست واگر دارا نباشد دوست روز خوشی است:
1-بوسیله در خواست مال از او 2-بوسیله امین کردن او برمالی 3-بوسیله میزان همدردی وشراکت او در پیشامدهای سخت وناگوار برای تو
اگر مردم از سه جهت در سلامت باشند از تمام جهات در سلامت به سر خواهند برد:
1-از زبان بد 2-از دست بد 3-از کار بد
به تحقیق هر مردی برای اداره زندگی به سه خصلت نیازمند است که آنرا متحمل شود گر چه طبعش آنرا خوش ندارد:
1-خوشرفتاری 2-توسعه در زندگی ولی با اندازه گیری 3-غیرت داشتن بر حفظ خانواده
سه حق است که فرزند نسبت به پدر ومادر باید انجام دهد:
1-در هر حال سپاسگزار آنان باشد 2-اطاعت از آنان در هر امرونهیی که خلاف فرمان خدا نباشد 3-خیر خواهی برای آنان درنهان وعیان
خوشحالی در سه چیز است:
1-وفای به عهد 2-رعایت حقوق 3-همراهی در پیشامدهای ناگوار
سه چیز است که نشانه درستی رای ونظر است:
1-خوش برخوردی 2-خوب گوش دادن 3-خوب جواب دادن
سه چیز است که برخرد مندی وعقل انجام دهنده اش دلالت دارد:
1-رسول وفرستاده شده بر قدر ومنزلت کسی که اورا فرستاده 2-هدیه بر قدر اهدا کننده 3-کتاب بر فهم ودرک نویسنده
مردم سه دسته اند:
1-نادانی که نمیخواهد یاد بگیرد 2-دانایی که از جهت دانایی سبک وبیکار شده 3- عاقلی که برای دنیا وآخرتش تلاش میکند
روزها بر سه قسمند:
1-روزی که رفته وقابل برگشت نیست 2-روزی که مردم در آن قرار دارند پس سزاوار است آنرا غنیمت شمارند 3- فردایی که آرزوی آمدن آن را می کشند.
از فرمایشات گهربار ششمین آفتاب تابناک آسمان امامت وولایت حضرت امام جعفربن محمد الصادق علیه السلام
از کتاب شریف تحف العقول
محبت خوبان و اولياي الهي نوشدارويي است براي درمان دردها و غذاي منحصر به فردي است براي جانها و روحها. اين است كه در آيات و روايات بر اهميت آن تأكيد فراوان شده و درباره آثار و بركات آن بحث شده است. اما همان طور كه شما پرسيده ايد عوامل و راههاي ازدياد محبت مهم است. بزرگان اخلاق و اهل معنا در اين باره سفارشاتي دارند.

اولين قدم براي محبت داشتن به اولياي خداوند اين است كه بين خود و آن عزيزان مشابهت و سنخيّتي ايجاد كنيم . كسي كه فلز وجودش ضدّ آن مقامهاي پاك و آسماني است چگونه مي تواند ايشان را دوست داشته باشد؟ آيا ميخواهي مثل آنان باشي؟ گناه نكن. معصيت خداوند مانند لجن و تعفن است كه بوي بد دارد. مدتي كه گذشت تو به بوي گند آن عادت مي كني ولي نه تو ديگر با بوي خوش مي سازي و نه آنها كه بوي خوش زده اند تو را تحمل مي كنند. اين است كه خود به خود از آنها فاصله مي گيري و اين دور افتادن زمينه آن ميشود كه به آنها علاقه اي نداشته باشي.
دومين قدم ايجاد انس است. بايد به ياد او زندگي كنيم، ذكر بگوييم، صدقه بدهيم ، ثواب اعمال خود را به ايشان هديه كنيم، براي ايشان و فرج حضرتش دعا كنيم. اين عوامل موجب رفاقت و همراهي قلبي با آن وجود مبارك ميشود. اگر بدانيم كه او براي ما دعا ميكند، از شادي ما شاد ميشود و در گرفتاريهاي ما محزون ميشود، و اگر به اين فكر كنيم كه چه بركاتي از ناحيه او به ما ميرسد، و اگر بينديشيم كه همه بر سر سفره فيض و كرم او نشسته ايم، اينها همه و همه موجب اُنس و اُلفت مي شود. گاهي به اين مسائل بينديش.
اما سومين گام آن است كه خانه دل را از اغيار خالي كني. تا وقتي ديو در سراپرده قلب ما پنهان است فرشته را به اين بتكده راهي نيست. پس بايد دشمنان خدا و رسولش را از حرم خدا يعني دل بيرون كني و هر چه بيشتر از آنها فاصله بگيري تا از آلودگي وجود آنها پاك شوي و لياقت انس با اهل آسمان را پيدا كني. در روايات داريم كه دين عبارت است از حب و بغض ؛ حب به دوستان خدا و بغض نسبت به دشمنان خدا. پس سعي كن با هيچيك ازدشمنان خدا رفاقت نكني و آنها را به سرسوزني دوست نداشته باشي و گرنه به همان ميزان از محبت تو نسبت به امام زمان (عج) كم مي شود. در روايتي امام كاظم (ع) به كسي كه شترهاي خود را به هارون الرشيد كرايه داده بود تا به حج برود فرمودند به همين اندازه كه دوست داري هارون زنده باشد تا باز گردد و كرايه شترهاي تو را بدهد كمك ظالم كردهاي !! با بغض نسبت به دشمنان قلب ما معطر ميشود و با دوستي با دوستان خدا قلب ما منور ميشود.
بسم الله الرحمن الرحیم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد،درخت نبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان و معدن دانش و خاندان وحى
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلمُحَمَّدٍ الْفُلْکِ الْجارِیَةِ، فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها، وَیَغْرَقُ مَنْ تَرَکَهَا،الْمُتَقدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَالّلازِمُ لَهُمْلاحِقٌ، خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد کشتى جارى در اقیانوسهاى بیکران ایمن شود هر که سوار آن کشى گردد و غرق شود کسى که آن را واگذارد، هر که بر ایشان تقدم جوید از دین بیرون رفته و کسى که از ایشان عقب ماند به نابودى گراید ولى ملازم ایشان حق خواهد رسید
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الْکَهْفِ الْحَصین وَغِیاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ، وَمَلْجَأِ الْهارِبینَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ، خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پناهگاه محکم و فریادرس بیچاره درمانده و پناه گریختگان و دستاویز محکم براى وسیلهجویان
اَللّهُمَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً وَلِحَقِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَدآءً وَقَضآءً، بِحَوْلٍ مِنْکَ وَقُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد درود بسیارى که موجب خوشنودى ایشان گردد حق محمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظیفه ما شده و باشد به جنبش و نیروى تو ای پروردگار عالمیان
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الطَّیِّبینَ الْأَبْرارِ الْأَخْیارِ،الَّذینَ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ، وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ، خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پاکان نیکوکار اى پروردگار جهانیان برگزیده آن کسانىکه حقوقشان را واجب کردى و اطاعت و دوستیشان را فرض نمودى
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،وَاعْمُرْ قَلْبى بِطاعَتِکَ، وَلا تُخْزِنى بِمَعْصِیَتِکَ وَارْزُقْنى مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ،وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِکَ، وَاَحْیَیْتَنى تَحْتَ ظِلِّکَ، خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و آباد کن دل مرا به اطاعت خود و به وسیله نافرمانیت رسوایم مکن و روزى من گردان که کمک مالى دهم بر کسىکه روزیت را بر او تنگ کردى بوسیله آنچه بر من فراخ گرداندى از فضل خویش و گستردى بر من از عدل خویش و مرا در زیر سایهات زنده داشتى
وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِکَ، شَعْبانُ الَّذى حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ،الَّذى کانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِه وَسَلَّمَ، یَدْاَبُ فى صِیامِهِ وَقِیامِهِ،فى لَیالیهِ وَاَیَّامِهِ، بُخُوعاً لَکَ فى اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ، اِلى مَحَلِ حِمامِهِ، این ماه پیمبرت و آقاى رسولانت ماه شعبان است که اطراف آن را به رحمت و خوشنودى خود پوشاندى آن ماهى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم کوشش بسیار داشت در روزه و شب زندهداریش هم در شبها و هم در روزهایش بخاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش همچنان تا هنگام مرگش
اَللّهُمَّ فَاَعِنَّا عَلَى الْأِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ، وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ، خدایا پس ما را کمک ده تا روش او را در این ماه پیروى کنیم و به شفاعتى که نزد او است برسیم
اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً، وَاجْعَلْنى لَهُ مُتَّبِعاً،حَتّى اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى راضِیاً، وَ عَنْ ذُنُوبى غاضِیاً، قَدْ اَوْجَبْتَ لى مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ،وَاَنْزَلْتَنی دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ، خدایا قرار ده او را براى من شفیعى پذیرفته و راهى بسویت که همواره باشد و مرا پیرو او گردان تا به جایى که در روز قیامت تو را در حالى دیدار کنم که از من خوشنود باشى و گناهانم را نادیدهگیرى و براى من واجب کردهباشى از جانب خود رحمت و خوشنودى را و مرا در خانه همیشگى (بهشت جاویدان) و منزلگاه نیکان فرود آرى
ای که بوی کربلا می آید از میلاد تو
هر گلی یابد صفا چون می نماید یاد تو
گل بخوانندت ولی گلها همه مست تو اند
سدره و طوبی بود یک شاخه از شمشاد تو
خسته بودم از سراب کاذب آزادی ام
تا اسیرت شد دلم ، گردیده ام آزاد تو
کاروان سالار عشقی ، قبله اهل دلی
با ورودت بیت عترت می شود دلشاد تو
ای گل زهرا نسب ای غنچه باغ علی
عشق و مستی هم بود در این جهان همزاد تو
مقدمت بوی بهشت فاطمیون می دهد
فخر بنماید خدا بر عالم ایجاد تو
آرزومند دعایت در نماز شب حسین
همره او اهل گیتی طالب امداد تو



